عباس اقبال آشتيانى
522
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
به نوشتن تاريخى عمومى مشغول شده و آن را در 736 باتمام رسانده و تقديم خواجه غياث الدّين كرده است كه بعرض ابو سعيد برساند ولى قبل از آنكه خواجه آن كتاب را از حضور ايلخان بگذراند ابو سعيد فوت كرد و كتاب شبانكارهاى در غارت ربع رشيدى از ميان رفت . محمد بن على شبانكارهاى مدّتى بعد از قتل خواجه غياث الدّين يعنى مقارن سال 743 بار ديگر كتاب خود را نگاشت و اين دفعه وقايع ابو سعيد را نيز ضميمهء تأليف خود ساخت . كتاب شبانكارهاى مجمع الانساب نام دارد و قسمتهاى قبل از مغول آن خلاصهء كتب مورخين سابق است ولى در باب دورهء ايلخانى اولجايتو و ابو سعيد و ملوك فارس و شبانكاره و هرموز كتاب مزبور حاوى اطلاعات مفيدى است . شمس فخرى ( اواسط قرن هشتم ) - شمس الدين بن فخر الدين فخرى اصفهانى از ادبا و شعراى معاصر اتابك نصرة الدّين احمد لر و خواجه غياث الدّين محمد رشيدى و امير شيخ ابو اسحاق اينجوست . پدرش مولانا فخر الدّين نيز از شعرا و بساختن شعر مصنوع معروف بوده و بعد از 686 فوت كرده . شمس الدّين فخرى در عنفوان شباب به لرستان افتاده و در آنجا در سال 713 بنام اتابك نصرة الدّين احمد كتابى مختصر در فن عروض و قوافى باسم معيار نصرتى ساخته است ، سپس در عهد وزارت خواجه غياث الدّين كه اهل ادب از هرجا گرد او جمع مىآمدند و بنام او كتاب مىنوشته و شعر مىگفتهاند بعراق آمده و در 732 در قم مقيم شده و در آنجا قصيدهء مصنوع بزرگى بنام مخزن البحور و مجمع الصنائع در صنايع بديعى و اوزان عروضى در مدح خواجه غياث الدّين ساخته و پس از برافتادن دولت خواجه بفارس رفته و در سلك ملازمان امير شيخ جمال الدّين ابو اسحاق اينجو درآمده است و در آنجا كتاب مشهور خود يعنى معيار جمالى و مفتاح ابواسحاقى را باسم او در سال 744 تأليف كرده و اين كتاب در چهار فن است : 1 - در عروض 2 - در قافيه 3 - در علم بديع 4 - در لغت فرس . غالب شواهد اين چهار فن را شمس فخرى خود ساخته و اكثر آنها نيز در مدح شيخ ابو اسحاق است . شمس الدين افلاكى ( اواسط قرن هشتم ) - شمس الدين احمد افلاكى از شاگردان شيخ جلال الدّين عارف نواده و جانشين مولوى رومى است و او بفرمان استاد خود